0. در داخل جعبه سیاه کوچک من ، یک آموزش نوآوری

پروژه میراث بیل راسل در تالار شهر بوستون. - استودیوی مجسمه سازی آنه هیرش

به عنوان نامزدهای کارشناسی ارشد نوآوری در طراحی ، هرکدام از ما چیزی را به کار گروهی خود می شناسیم ، تجربیات ما. اگرچه ممکن است یک شخص یکنواخت از نوع شخصی مهارت مهارت جمعیت را حفظ کند ، اما طرفداری از این مزیت فردی بر تعداد معدودی از افراد مورد مطالعه ، تأسف خواهد بود. تاریخچه عمل نوآوری از دست استاد سازنده ، بینایی معصوم افتاده است ، که آرکیپیپ آن را جایگزین مدیریت های ذهنی می کنیم. در پیچیدگی قرن بیست و یکم ابتکاری ، با بازخوانی نبوغ از دیدگاه های متعدد ، تلاش برای فعال کردن جریان های نوآورانه از صنعت به صنعت پر پیچ و خم است.

پزشکان و دانش آموزان به طور یکسان ابزارهای خود را جستجو می کنند تا از نوآوریهای مخرب بعدی استفاده کنند. دو صنعت در لبه خونریزی (نه چندان اتفاقی) دو صنعتی هستند که تعادل را در زندگی حرفه ای و آموزشی من ، داده های علمی و طراحی ایجاد می کنند. از نظر من ، هر دو از جعبه های سیاه استفاده می کنند. در Science Data جعبه های سیاه ورودی را به خروجی های عملکردی تبدیل می کند ، در حالی که یک الگوریتم شبکه ای درون جعبه فراتر از دانش است.

... آیا یک گربه در جعبه وجود دارد ، هیچ گربه ای ، یا هر دو گربه و یک گربه در جعبه به طور هم زمان نیست!؟ چه کسی می داند این مفهوم جعبه سیاه همچنین راهی عالی برای توصیف مسئله غیر خطی حل ماهیت ذاتی برای طراحی به دنیای تجارت است. غوطه ور شدن در مصاحبه ها و تحقیقات پروژه ، ایجاد نمونه های اولیه و تکرار همه آنها منجر به برخی از انعقاد ، یک "AHA" می شود.

شکل 1.

ردیابی لحظه های بینش که منجر به ایده ایده آل می شود ، در مرحله بعدی درست ، الگوریتم گسسته ای برای آن وجود ندارد. به این ترتیب مغز ما جعبه های سیاه اصلی است که روی آنها شبکه های عصبی Data Science مدل سازی و بازسازی می شوند. از آنجا که داده های رانده شده سمت چپ به خلاقیت خلاقانه تفکر طراحی نزدیک تر می شوند ، من در این موقعیت منحصر به فرد مجبور می شوم سؤال را در نظر بگیرم و به طور همزمان به آن پاسخ دهم: آیا امکان دارد که هر دو صنعت چهره نوآوری باشند؟ شکل 1 را ببینید. متفکران طراحی ، مدارات مغز را هک می کنند و بازنویسی می کنند ، زیرا دانشمندان داده ها و دانشمندان علوم اعصاب می توانند مدل های خود را در یک هدف متحرک هدف قرار دهند.

شاید این بخش را باید به صورت دو چهره یا پرز آقای مخفی بنامم ، اما من خراش می خورم.

همانطور که هر یک از ما در MassArt در آزمایشگاه اختصاصی ما و در سایر موسسات مانند Olin ، Wentworth و MIT برای ساختن فن آوری های اصلی تحصیل می کنیم ، برخی از اصول جدید را یاد می گیریم ، از پایه های خود استفاده می کنیم ، با همسالان خود همکاری می کنیم و متوجه دلتنگی می شویم. پرونده ی دبیرستان من رفیق عزیزم

وی افزود: "در آموزش هر كس زمانی وجود دارد كه او به این اعتقاد برسد كه حسادت جهل است. که تقلید خودکشی است. " رالف والدو امرسون ، اعتماد به نفس.

اگر بتوانید انتزاع را به تن کنید و لحن من ، منظورم این است که بگویم ارزش این تجربیات همپوشانی شکل گرفته از مزایای خاص آنها صرفاً محصول تنوع نیست بلکه وضوح شخصیت نیز محسوب می شود. بدون اعتقاد و صادقانه ، عدالت ، ارزش بردارهای پرسپکتیو اضافی وجدان است. شکل 2 را ببینید.

شکل 2. هر منظر نمای دیگری را نشان می دهد ، شکل را بیشتر تعریف می کند ، هر بردار اندازه گیری عمق تخصص است و در کنار هم قلمرو فهم را استنباط می کنند.

با آن من تعداد کمی توصیه می کنم.

یکی برای سرگرمی به مدرسه نروید و از این کار خارج نشوید زیرا به نظر می رسد مرحله بعدی ، تمرکز کنید ، بروید روی شانه های غول ها بایستید ، و به مناسبت ، تجربیات خود را به آنها بیاموزید.

دو به طور مداوم فرضیات اصلی خود را زیر سؤال ببرید ، کل گوش دهید و چندین منظر را مجسم کنید ، به سخنان فیلسوف معاصر خانم کتی پری توجه کنید ، "هر آنچه را می بینید ، همیشه آن چیزی نیست که به نظر می رسد."

سه ... که روح آنها هرگز فراموش نمی شود. سرآشپز گوستو - راتاتویی: "هر کس می تواند آشپزی کند." تجربیات دیگران ارزشمند است. جایی که سبک من ممکن است در یک اردوگاه پخته شود ، آنها می توانند یک معده مولکولی باشند.

______

با تشکر ویژه از MDES - مربیان آزمایشگاه طراحی آزمایشگاه Jonathan Campbell ، معاون ارشد رئیس جمهور ، تجربه و خدمات طراحی در Continuum و مدیر ارشد سابق نوآوری در آزمایشگاه های Sutherland ، اکنون ، VP در هال هالیدی ، بنیامین کوچک برای بخشنامه های خود. منتظر پست دوم در این سری هستید. 1. نوآوری عمومی ، مقایسه مراکز نوآوری