11 اصل راهنماي آموزش قرن بيست و يكم

آیا سیستم آموزشی فعلی به اندازه کافی برای آموزش و آماده سازی دانش آموزان برای قرن 21 کارآمد است؟ این سؤالی است که ما در مقاله قبلی خود از سری "آینده آموزش" مطرح کرده ایم.

نقش معلمان و رهبران مدارس به تدریج از فقط تسهیل کننده دانش به جایی تغییر می یابد که از آنها خواسته می شود تا نقش بینندگان زمانهای تغییر و همكاران عصر جدید را به عهده بگیرند.

تحقیقات می گویند که آینده کار در راه است تا در سال های آینده نیز به صورت بنیادی تغییر کند.

برای دنیایی که هر روز با نوآوری های جدید شکل می گیرد ، به نظر می رسد که چارچوب تدریس قرن نوزدهم برای ارائه مهارت های مورد نیاز دوران مدرن به دانش آموزان بسیار ناکافی است.

بنابراین ، سؤالات متعاقب بحث تبدیل می شوند:

  1. برنامه درسی مدرسه قرن بیست و یکم چگونه باید باشد؟
  2. نقش معلم در یک کلاس چگونه به تدریج تغییر می کند؟
  3. و اصول راهنمایی جدید سیستم آموزشی ما باید چه باشد؟

این سؤالاتی است که می خواهیم در مقاله امروز به بررسی آنها بپردازیم.

1. دوره کلی

هدف واقعی آموزش ایجاد ذهنیت یادگیرنده در بین دانش آموزان است که منجر به یادگیری مادام العمر می شود.

با وجود کشوری پیشرفته ، هر ساله حدود 1.2 میلیون دانش آموز تنها در ایالات متحده از مدارس دبیرستانی خارج می شوند ، این 26 دانش آموز هر 26 ثانیه است. در حالی که اکثر آنها به دلیل غیرقابل دسترسی و مشکلات مالی از مدرسه خارج می شوند ، بسیاری از آنها به دلیل عدم علاقه و ربط به برنامه درسی خود متوقف می شوند (این امر به ویژه در آموزش عالی صادق است).

امروز ، هنگامی که اطلاعات به راحتی در دسترس بوده و منابع یادگیری آنلاین و آنلاین ، هر کسی را با روحیه پرس و جو قادر به یادگیری هر چیزی که می خواهد باشد ، فراهم آورده است. اگر می خواهیم بچه ها به مدرسه بیایند ، باید فراتر از خواندن کتاب درسی ساده و یک سیستم امتحان عمومی ، یادگیری را جالب تر و سرگرم کننده تر کنیم.

2. ایجاد قابلیت ایجاد

با توجه به انتقال ما به یک عصر کارآفرینی که در آن سیستم یک فرد را به دلیل توانایی خود در راه حل های خلاقانه به دست می آورد و دنیایی فراتر از آنچه که هست تصور می کند. الگوی کارخانه یادگیری که به کودکان می آموزد از قوانین پیروی کنند و در داخل خطوط بمانند ، کارآمد و مورد نظر نیست.

اگرچه بیان خلاق ممکن است از دانش آموز تا دانش آموز دیگر متفاوت باشد ، مدارس باید بر روی موفقیت آمیز توانایی تفکر خود در خارج از جعبه تمرکز کنند و به آنها کمک کنند راهی برای انتقال ایده های خود با موفقیت پیدا کنند.

کلاس های درس باید به گونه ای طراحی شوند که باعث ایجاد خلاقیت در بین دانش آموزان شود و آنها را به سؤال بپردازد که مربوط به آنها باشند ، تحریک کننده فکر هستند و به راه حلهای منحصر به فرد منتهی می شوند.

3. اندیشه بحرانی

تفکر انتقادی توانایی استفاده از قضاوت شخص برای تشخیص ملزومات ناشی از سر و صدای اطراف و شناخت واقعیت ها از داستان است.

خوشبختانه ، این یک مهارت قابل تمرین است. هرچه زودتر این کار را به جوانان آموزش دهیم ، در دنیایی مملو از اطلاعات غلط ، اخبار جعلی و تبلیغات قانع کننده خواهند بود.

4. کلاس REVERSE

به تدریج ، سیستم آموزش فعلی از رویکرد معلم محور در تدریس مبتنی بر آموزش به یک فرآیند یادگیری دانش محور در حال تغییر است.

اگر ما برنامه کلاس را با موفقیت تغییر دهیم در جایی که دانش آموزان مباحث را در خانه و کلاس مطالعه می کنند ، برای بحث و گفتگو ، حل تردیدها و فعالیتهای کاربردی محور باقی مانده است. به احتمال زیاد منجر به یادگیری فعال از طرف دانش آموز می شود.

5- ارتباط و داستان پردازی

داشتن یک ایده منحصر به فرد در این روز و سن کافی نیست ، باید بدانید که چگونه ایده را به دیگران بفروشید تا تأثیر بگذارند.

با توجه به افزایش توجه روزافزون افراد عادی ، اگر داستان شما به اندازه کافی قانع کننده نباشد ، بعید به نظر می رسد که فرصتی برای اتمام آن داشته باشید.

مهارتهای ارتباطی مؤثر نه تنها منجر به بهبود روابط می شود ، بلکه باعث می شود که فرد متفکر و رهبری بهتری نیز داشته باشد.

6. طراحی و تجربه

گوگل ، یکی از خلاق ترین سازمان های جهان ، از این رقابت پیش می رود زیرا کارمندان را تشویق می کند تا 20٪ از وقت خود را برای آزمایش در پروژه های جانبی که در نهایت منجر به محصولات جدید آنها می شوند ، کنار بگذارند.

به طور مشابه ، اگر دانش آموزان توانسته اند ایده های خود را آزمایش کنند ، نه تنها به حل کننده های مشکل بهتر تبدیل می شوند بلکه یاد می گیرند که چگونه می توانند بینش های ارزشمندی از شکست ها کسب کنند.

7. قرار گرفتن در معرض فن آوری

اگر کسی می خواهد پزشک شود ، باید صرف نظر از تخصص آنها ، ابتدا درک عملی از آناتومی انسان بدست آورد.

به همین ترتیب ، در عصری که ماشین آلات و الگوریتم ها در جهان در حال اجرا هستند ، هر فرد حداقل باید فن آوری را به اندازه کافی درک کند تا چابک باشد و با نیازهای متغیر شغل و جامعه سازگار شود.

هرچه زودتر ما در مورد برنامه های مختلف و پیشرفت های فن آوری به بچه ها آموزش دهیم ، آمادگی بهتری برای دنیایی با قابلیت دیجیتالی دارند.

8- کدگذاری

راه دیگر برای آموزش بچه های جوان در مورد فن آوری ، از طریق برنامه نویسی است. متأسفانه این یک تصور رایج است که کد نویسی دشوار و کسل کننده است.

اما در حالی که ما به سمت آینده ای می رویم که الگوریتم ها ، برنامه ها و هوش مصنوعی در آن حکمرانی می کنند ، درک اساسی کاربردی از کد نویسی بسیار مهم است.

این امر نیاز به تغییر ذهنیت از "برنامه نویسی فقط برای حرفهای IT است" به "کد نویسی آسان است ، و توسعه برنامه ها سرگرم کننده است".

ابتکاراتی مانند code.org و hourofcode.com توسط سازمانهایی مانند گوگل ، آمازون ، مایکروسافت و غیره پشتیبانی می شود تا برنامه نویسی را ارتقا بخشد و علاقه خود را برای علوم رایانه در بین دانشجویان جوان ترغیب کند تا آنها را برای مشاغل قرن بیست و یکم آماده کند.

9. MINDSET رشد دوره ای

در عصر رسانه های اجتماعی ، صحبت در مورد شکست به یک تابو تبدیل شده است. مقایسه مداوم با واقعیت جعلی شخص اغلب منجر به عدم اعتماد به نفس می شود و نیاز به رضایت فوری را ایجاد می کند.

درست مثل تفکر انتقادی ، پشتکار نیز یک مهارت قابل یادگیری است.

داشتن یک ذهنیت رشد به دانش آموز کمک می کند تا برای یادگیری چیزهای جدید ، از آنچه در حال حاضر می داند استفاده کند و به آنها می آموزد که با گذشت زمان و تلاش همه چیز را می توان یاد گرفت.

برای شرکت در دنیایی که هر روز تغییر می کند ، تمایل به یادگیری چیزهای جدید بدون احساس ناامیدی ارزشمندترین مهارت برای داشتن است.

10- شادابی و اخلاق

اگرچه این امر باید در برنامه درسی آموزشی همه سده ها باشد ، اما با پیشرفت فوق بشری علم در قرن بیست و یکم ، نیاز به اخلاقی و همدلی بی حد و حصر است.

در دانمارک از سال 1993 اجباری شده است که مدارس هر هفته یک ساعت را به تدریس همدلی اختصاص دهند ، در صورتی که اگر یک دانش آموز مشکل خود را به اشتراک بگذارد و کل کلاس به همراه معلم تلاش کنند راه حل های مبتنی بر گوش دادن و درک واقعی را پیدا کنند.

جای تعجب نیست که دانمارک در سه سال گذشته دو بار به عنوان شادترین کشور جهان رتبه بندی کرده است.

11. جمع

رقابت هرگز پاسخی برای ایجاد جهانی پایدار نیست ، موفقیت واقعی ناشی از تلاشهای مشترک است.

از خصوصیات یادگیری مشارکتی می توان به ترغیب دانش آموزان به درخواست کمک از همسالان خود ، به اشتراک گذاری منابع یادگیری آنها و استفاده از مهارت های فردی آنها برای حل یک مشکل مشترک اشاره کرد.

این روش یادگیری نه تنها مهارت های ارتباطی و رهبری را بهبود می بخشد ؛ اما حس مسئولیت پذیری را در بین دانش آموزان به وجود می آورد و به آنها می آموزد که نیازهای فردی را برای رسیدن به یک دلیل بیشتر بر طرف کنند.

هدف آموزش در قرن بیست و یکم فراهم آوردن محیطی مناسب و ابزارهای مدرن برای رونق بخشیدن به بالاترین پتانسیل هر دانش آموز و در عین حال تضمین این است که مانور آنها ریشه در فضایل عدالت و شفقت دارد.

ما در ایالت ایلوموس سعی داریم با ارائه ابزارهای مدرن به مربیان امروز و در نتیجه تبدیل سیستم آموزش ، یک مدرسه در یک زمان ، آینده بهتری را بسازیم.