15 تئوری یادگیری در آموزش و پرورش (خلاصه کامل) TeacherOfSci

شنا کردن از طریق گنج!

این همان چیزی است که احساس می کنید وقتی می خواهید نظریه های فراوانی را که در اختیار ما قرار می دهد ، مرتب سازی کرده و آنها را حس کنید.

به عقب در یونان باستان ، فیلسوف ، افلاطون ، ابتدا با طرح این سؤال كه "چگونه فرد چیز جدیدی را می آموزد اگر خود موضوع برای آنها جدید باشد" (خوب ، بنابراین من در حال تعجب هستم ، یونان باستان من خیلی خوب نیست!) )

از زمان افلاطون ، بسیاری از نظریه پردازان ظهور کرده اند ، همه با متفاوت بودنشان یادگیری دانش آموزان را می گیرند. نظریه های یادگیری مجموعه ای از اصول است که توضیح می دهد چگونه بهترین دانش آموز می تواند اطلاعات جدید را بدست آورد ، حفظ کند و به یاد بیاورد. به سؤالات متداول تئوری های یادگیری بروید (در پایین این صفحه)

در این خلاصه کامل ، ما به بررسی نظریه پردازان یادگیری زیر خواهیم پرداخت.

علیرغم این که تئوریسین های تحصیلی زیادی وجود دارند ، سه برچسب وجود دارد که همه آنها تحت آن قرار می گیرند. رفتارگرایی ، شناخت گرایی و ساختگرایی.

رفتارگرایی.

رفتارگرایی مبتنی بر این عقیده است که دانش مستقل و در خارج از یادگیرنده است. در ذهن یک رفتارگر ، یادگیرنده تخته سنگی خالی است که باید اطلاعاتی را که باید بیاموزد تهیه کند.

از طریق این تعامل ، انجمن های جدیدی ساخته می شوند و بنابراین لاغر می شود. یادگیری هنگامی حاصل می شود که محرک ارائه شده رفتار را تغییر دهد. یک نمونه غیر آموزشی از این کار ، کارهایی است که پاولوف انجام داده است.

پاولوف از طریق آزمایش معروف "سگ بزاقی" خود ، نشان داد که یک محرک (در این مورد هر بار که سگ را به او زنگ می زد) زنگ می زد و باعث می شد با شنیدن زنگ زنگ ، سگ در نهایت شروع به بزاق کند.

سگ حلقه زنگ را با تهیه غذا همراه کرده بود ، بنابراین هر وقت زنگ می زد سگ شروع به بزاق می کرد ، آموخته بود که سر و صدا پیش ماده ای برای تغذیه است.

من از رویکرد مشابهی برای مدیریت کلاس استفاده می کنم.

من به دانش آموزانم آموخته ام که اگر در کلاس درسی قرار بگیرم که بازوهایم تاشو باشد ، آنها می دانند که من از میزان سر و صدای ناامید می شوم و آنها شروع به ساکت شدن می کنند یا اگر من روی پایه خودم می نشینم ، من قصد دارم چیزی مهم ، پشتیبانی کننده بگویم و آنها باید گوش دهند زیرا این امر به طور مستقیم روی آنها تأثیر می گذارد.

رفتارگرایی شامل اقدامات مکرر ، تقویت کلامی و مشوق های شرکت در آن است. این برای ایجاد قواعد ، به ویژه برای مدیریت رفتار فوق العاده است.

شناخت گرایی

در مقابل رفتارگرایی ، شناخت شناسی بر این ایده تمرکز دارد که دانش آموزان اطلاعاتی را که دریافت می کنند پردازش می کنند نه اینکه فقط به یک محرک پاسخ دهند ، همانند رفتارگرایی.

هنوز یک تغییر رفتار مشهود است ، اما این در پاسخ به تفکر و پردازش اطلاعات است.

تئوری های شناختی در اوایل دهه 1900 در آلمان از روانشناسی گشتالت توسط ولفگانگ کوهلر توسعه یافت. در زبان انگلیسی ، گشتالت تقریباً به سازماندهی چیزی به طور کلی ترجمه می شود ، که بیش از جمع بخش های فردی آن مشاهده می شود.

در تئوری شناختی ، یادگیری زمانی اتفاق می افتد که دانش آموز ، یا با یافتن توضیحات جدید یا با تطبیق موارد قدیمی ، اطلاعات را سازماندهی مجدد کند.

این به عنوان تغییر در دانش مشاهده می شود و به جای اینکه فقط به عنوان تغییر در رفتار تلقی شود ، در حافظه ذخیره می شود. تئوری های یادگیری شناختی عمدتا به ژان پیاژه نسبت داده می شود (به تصویر زیر مراجعه کنید).

نمونه هایی از اینکه معلمان چگونه می توانند شناختی را در کلاس خود قرار دهند شامل پیوند مفاهیم با یکدیگر ، پیوند دادن مفاهیم به نمونه های دنیای واقعی ، بحث و حل مسئله است.

سازه.

ساختارگرایی مبتنی بر این فرض است که ما یادگیری ایده های جدید را بر اساس دانش و تجربیات قبلی خود ایجاد می کنیم. بنابراین ، یادگیری برای فرد یادگیرنده منحصر به فرد است. دانش آموزان الگوهای خود را با فهمیدن تئوری های قبلی یا حل تصورات غلط تطبیق می دهند.

برای اثربخشی رویکردهای سازنده گرایانه ، دانشجویان باید دانش قبلی داشته باشند. برنامه درسی مارپیچی برونر (نگاه کنید به زیر) نمونه ای عالی از سازندگی در عمل است.

از آنجا که دانش آموزان در حال ایجاد دانش خود هستند ، نتایج همیشه نمی تواند پیش بینی شود ، بنابراین ، معلم باید تصورات غلطی را که بوجود آمده است ، بررسی و به چالش بکشد. در صورت نیاز به نتایج مداوم ، ممکن است یک رویکرد سازنده گرایانه نظریه ایده آل برای استفاده نباشد.

نمونه هایی از ساخت گرایی در کلاس شامل یادگیری مبتنی بر مسئله ، پروژه های تحقیقاتی و همکاری های گروهی است.

1. نظریه رشد شناختی پیاژه.

پیاژه شخصیتی جالب در روانشناسی است. نظریه یادگیری وی از بسیاری جهات مهم با بسیاری دیگر متفاوت است:

اول ، او منحصراً روی کودکان تمرکز می کند. دوم ، او در مورد توسعه صحبت می کند (به تنهایی یادگیری نیست) و سوم ، این یک تئوری مرحله است ، نه یک تئوری پیشرفت خطی. خوب ، پس او در مورد چیست؟

خوب ، برخی از ایده های اساسی وجود دارد که سرتان را بپیچانید و برخی مراحل را نیز درک کنید. ایده های اصلی عبارتند از:

  • طرحواره ها: بلوک های ساختمان دانش.
  • فرآیندهای سازگاری: اینها اجازه انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر را می دهند. وی اینها را نامید: تعادل ، جذب و اسکان.
  • مراحل رشد شناختی: سنسوریموتور؛ قبل از عمل؛ بتن عملیاتی؛ عملیاتی رسمی.

بنابراین در اینجا چگونه می گذرد. کودکان نقشه های دانش را درباره جهان توسعه می دهند. اینها خوشه هایی از ایده های متصل در مورد چیزهایی در دنیای واقعی هستند که به کودک اجازه می دهد به همین ترتیب پاسخ دهد.

هنگامی که کودک یک شمای کاری ایجاد کرده است که می تواند آنچه را که در جهان درک می کنند توضیح دهد ، که طرحواره در حالت تعادل قرار دارد.

هنگامی که کودک از طرحواره برای مقابله با یک چیز یا موقعیت جدید استفاده می کند ، آن شمای در جذب است و اسکان در شرایطی اتفاق می افتد که طرحواره موجود وظیفه توضیح دادن آنچه اتفاق می افتد نیست و باید تغییر کند.

پس از تغییر ، دوباره به حالت تعادل برمی گردد و زندگی ادامه می یابد. بنابراین ، یادگیری یک چرخه ثابت از جذب است. محل اقامت؛ تعادل؛ جذب و غیره ...

تمام مراحل 4 مرحله که با سن مشخص می شوند می گذرد:

مراحل رشد شناختی پیاژه.

مرحله Sensorimotor از بدو تولد تا 2 سال می گذرد و کودک وقت خود را صرف یادگیری برنامه های اصلی و ماندگاری شی می کند (این ایده که وقتی شما نمی توانید آن را ببینید) چیزی وجود دارد.

مرحله قبل از عمل از 2 سال به 7 سال ادامه می یابد و کودک طرحواره های بیشتر و توانایی تفکر نمادین را توسعه می دهد (این ایده که یک چیز می تواند برای دیگری بایستد ؛ کلمات مثلاً یا اشیاء). در این مرحله ، کودکان هنوز با تئوری ذهن (همدلی) مبارزه می کنند و واقعاً نمی توانند سر خود را از دیدگاه دیگران بگیرند.

مرحله عملیاتی بتن از 7 سال به 11 سال می رسد و این مرحله زمانی است که کودکان به جای جسمی در دنیای واقعی شروع به کار کردن در ذهن خود می کنند. آنها همچنین توانایی ذخیره سازی را توسعه می دهند (درک کنید که چیزی حتی اگر متفاوت به نظر برسد همان مقدار باقی می ماند).

مرحله عملیاتی رسمی از 11 سال به بزرگسالی می انجامد و اینجاست که تفکر انتزاعی شکل می گیرد ، همانطور که منطق و چیزهای جالب مانند آزمایش فرضیه.

طبق گفته پیاژه ، کل فرایند فعال است و نیاز به کشف مجدد و بازسازی دانش در کل مراحل Stage ها دارد.

درک صحنه ای که کودک در اختیار دارد ، آنچه را که باید ارائه داده شود را با توجه به آنچه می توانند و نمی توانند در مرحله ای که در آن قرار دارند ارائه می دهد.

2. تئوری یادگیری ویگوتسکی.

ویگوتسکی با استفاده از ایده پیاژه رویکرد متفاوتی را اتخاذ می کند که توسعه قبل از یادگیری است.

در عوض ، او معتقد است که یادگیری اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از پیشرفت شناختی است و این فرهنگ است ، نه مرحله رشدی که زیربنای رشد شناختی است. به همین دلیل ، او استدلال می کند که یادگیری به جای اینکه یک فرآیند جهانی باشد که ناشی از نوع ساختارها و فرآیندهای مطرح شده توسط پیاژه است ، در فرهنگ ها متفاوت است.

منطقه توسعه تقریبی.

او ایده زیادی را درباره منطقه توسعه پروگزیمال ایجاد می کند که در آن کودکان و کسانی که در حال یادگیری از دانش مشترک هستند. بنابراین ، محیط اجتماعی که در آن کودکان یاد می گیرند ، تأثیر گسترده ای در نحوه تفکر و تفکر آنها دارد.

آنها همچنین در نحوه مشاهده زبان تفاوت دارند. برای پیاژه ، اندیشه درایو زبان است اما برای ویاوتسکی ، زبان و اندیشه در حدود 3 سال در هم تنیده می شوند و به نوعی گفتگوی داخلی برای فهم جهان تبدیل می شوند.

و آنها این را از کجا می گیرند؟ محیط اجتماعی آنها البته که شامل همه مهارتها و ابزارهای شناختی / زبانی برای درک جهان است.

ویگوتسکی در مورد کارکردهای ذهنی ابتدایی صحبت می کند ، که وی به معنای فرآیندهای اساسی شناختی توجه ، احساس ، ادراک و حافظه است.

کودکان با استفاده از این ابزارهای اساسی در تعامل با محیط فرهنگی اجتماعی خود ، کودکان را با استفاده از آنچه فرهنگشان برای این کار فراهم می کند ، بهبود می بخشند. به عنوان مثال ، در مورد حافظه ، فرهنگهای غربی به سمت یادداشت برداری ، نقشه های ذهن یا پندارها تمایل دارند ، در حالی که سایر فرهنگ ها ممکن است از ابزارهای مختلف حافظه مانند داستان پردازی استفاده کنند.

از این طریق می توان تنوع فرهنگی یادگیری را کاملاً زیبا توصیف کرد.

آنچه در این تئوری یادگیری بسیار مهم است ایده های داربست ، منطقه توسعه پراکسیمال (ZPD) و دیگری با دانش بیشتر (MKO) است. در اینجا نحوه کار همه اینها آمده است:

بیشتر با دانش دیگر.

سازمان مجاهدین خلق می تواند فردی باشد که به معنای واقعی کلمه بیشتر از کودک می داند (اما لازم نیست) باشد. کودک و سازمان همکاری مجازی با همکاری مشترک در ZPD فعالیت می کنند ، این همان یادگیری است که کودک نمی تواند به تنهایی انجام دهد.

با رشد کودک ، ZPD بزرگتر می شود زیرا می توانند به تنهایی کارهای بیشتری انجام دهند و روند بزرگ شدن ZPD را داربست می گویند.

داربست ویاگوتسکی.

دانستن محل قرارگیری این داربست بسیار مهم است و وظیفه سازمان مجاهدین خلق این است که کودک بتواند به طور مستقل کار کند و به طور مشارکتی یاد بگیرد.

از نظر ویگوتسکی ، زبان در قلب این همه است زیرا الف) این وسیله اصلی است که با استفاده از آن سازمان مجاهدین و کودک ایده ها را برقرار می کنند و ب) درونی کردن آن در تقویت سیمان به شدت قدرتمند است.

این درونی سازی گفتار به گفتار خصوصی تبدیل می شود ("صدای درونی کودک") و از گفتار اجتماعی متمایز است ، که بین افراد رخ می دهد.

با گذشت زمان ، گفتار اجتماعی می شود گفتار خصوصی و هی پرستو! این یادگیری است زیرا کودک اکنون با خود همکاری می کند!

نکته مهم اینجاست که هرچه محیط فرهنگی فرهنگی غنی تر باشد ، ابزارهای بیشتری در کودک در ZPD در دسترس قرار می گیرد و گفتار اجتماعی بیشتر به عنوان گفتار خصوصی درونی خواهد شد. یک کار نبوغ لازم نیست ، بنابراین ، محیط یادگیری و تعامل همه چیز است.

3. حوزه های یادگیری بلوم.

در سال 1956 ، بنیامین بلوم ، روانشناس آموزشی آمریکایی ، ابتدا سه حوزه یادگیری را پیشنهاد كرد. شناختی ، عاطفی و روانی حرکتی است. بلوم با همکاری دیوید کراتووهل و آن هارو در تمام دهه های 1950 - 70 در این سه حوزه همکاری کرد.

دامنه شناختی (طبقه بندی بلوم).

این اولین حوزه ای بود که در سال 1956 مطرح شد و این ایده را در بر می گیرد که اهداف مرتبط با شناخت می توانند به زیربخشها تقسیم شوند و به ترتیب از نظر مشکلات شناختی رتبه بندی شوند.

این تقسیم بندی های رتبه بندی همان چیزی است که ما معمولاً از آن به عنوان طبقه بندی بلوم یاد می کنیم. تقسیمات اصلی به شرح زیر است (دانش کمترین است با ارزیابی از نظر شناختی مشکل ترین است):

با این حال ، تجدید نظر اساسی در زیرمجموعه ها در سال های 2000-2001 توسط شریک اصلی بلوم ، دیوید کراتووهل و همکارش لورین اندرسون انجام شد (اندرسون دانشجوی سابق Bloom's بود).

نکات برجسته این ویرایش تغییر نام زیربخشها از اسمها به افعال بود ، بنابراین استفاده از آنها هنگام برنامه ریزی درسی و برنامه درسی آسان تر می شود.

تغییر اصلی دیگر ترتیب دو بخش فرعی معکوس شد. طبقه بندی به روز شده به شرح زیر است:

دامنه تأثیرگذار.

حوزه عاطفی (که گاه به آن دامنه احساس گفته می شود) مربوط به احساسات و عواطف است و همچنین اهداف را به زیر شاخه های سلسله مراتبی تقسیم می کند. این پیشنهاد توسط Krathwohl و Bloom در سال 1964 ارائه شد.

دامنه عاطفی معمولاً هنگام برنامه ریزی برای ریاضیات و علوم مورد استفاده قرار نمی گیرد زیرا احساسات و احساسات برای آن افراد مهم نیست. با این حال ، برای مربیان هنر و زبان ، درج هرگاه ممکن ، ورود به حوزه عاطفی امری ضروری است.

زیر شاخه های دامنه رتبه بندی از "دریافت" در انتهای پایین تا "c" خاصیت "در بالا. لیست کامل رتبه بندی شده به شرح زیر است:

  1. دریافت آگاهی از یک محرک خارجی (احساس ، حس ، تجربه).
  2. در حال پاسخگویی پاسخ به محرک خارجی (رضایت ، لذت بردن ، مشارکت)
  3. ارزش گذاری مراجعه به اعتقاد دانشجو یا تخصیص ارزش (نشان دادن ترجیح یا احترام).
  4. سازمان. مفهوم سازی و سازماندهی ارزش ها (بررسی ، روشن سازی ، ادغام).
  5. تعیین مشخصات. توانایی تمرین و عمل به ارزشهای آنها. (بررسی ، نتیجه گیری ، داوری).

دامنه روانگردان.

دامنه روانی- حرکتی به آن دسته از اهداف اختصاص دارد که مخصوص اقدامات منعکس کننده حرکات تفسیری و عملکردهای بدنی احتیاطی است.

تصور غلط متداول این است که اهداف فیزیکی که از یادگیری شناختی پشتیبانی می کند ، به عنوان مثال برچسب روان-حرکتی است. قطع قلب و سپس ترسیم آن.

در حالی که اینها اعمال جسمی (حرکتی) است ، آنها یک بردار برای یادگیری شناختی هستند نه یادگیری روانی- حرکتی.

یادگیری Pyschomotor به نحوه استفاده بدن و حواسمان برای تعامل با دنیای اطرافمان است ، مانند یادگیری نحوه حرکت بدن در رقص یا ژیمناستیک.

آنیتا هارو انواع مختلف یادگیری را در حوزه روان-حرکتی از مواردی که بازتابی نسبت به مواردی است که پیچیده تر هستند و نیاز به کنترل دقیق دارند ، طبقه بندی کرد.

  1. حرکات رفلکس. این حرکات حرکاتی است که از بدو تولد در اختیار داریم یا در دوران بلوغ به نظر می رسد. آنها اتوماتیک هستند ، به این معنی که نیازی نیست که ما به طور جدی در مورد آنها فکر کنیم ، مثلاً نفس کشیدن ، باز کردن و بستن شاگردانمان یا لرزیدن هنگام سرما.
  2. حرکات اساسی. اینها کارهایی هستند که حرکات اساسی ، دویدن ، پریدن ، پیاده روی و غیره هستند و معمولاً بخشی از اقدامات پیچیده تر مانند بازی ورزشی هستند.
  3. توانایی های ادراکی. این مجموعه از تواناییهایی دارای ویژگی هایی است که به ما امکان می دهد دنیای اطرافمان را حس کنیم و حرکات خود را به منظور تعامل با محیط خود هماهنگ کنیم. این اقدامات شامل اقدامات بصری ، صوتی و لمسی است.
  4. توانایی های جسمی. این توانایی ها به افرادی مربوط می شود که دارای قدرت ، استقامت ، مهارت و انعطاف پذیری و غیره هستند.
  5. حرکات ماهر اهداف تعیین شده در این زمینه مواردی هستند که شامل حرکات آموخته شده برای ورزش (پیچاندن بدن در غواصی زیاد یا ترامپولینگ) ، رقص یا نواختن یک ساز موسیقی (قرار دادن انگشتان بر روی رشته های گیتار برای تولید نت مناسب) می شوند. این حرکات است که ما گاهی از اصطلاح غیرمستقیم "حافظه ماهیچه" استفاده می کنیم.
  6. ارتباطات غیرقابل انکار. به معنای ارتباط بدون نوشتن ، ارتباط غیرقابل انعطاف پذیری به اقدامات جسمی از قبیل صورت ، حالت و حالت و حرکات اشاره دارد.

4- شرایط یادگیری گاگن.

رابرت میلز گاگن یک روانشناس آموزشی آمریکایی بود که در سال 1965 کتاب خود را "شرایط یادگیری" منتشر کرد. در آن ، او به تجزیه و تحلیل اهداف یادگیری و چگونگی دستیابی به طبقات مختلف هدف ، روشهای تدریس خاص می پردازد.

وی این 5 شرط یادگیری خود را نام برد که همه اینها در حوزه های شناختی ، عاطفی و روانی - حرکتی قرار دارند که قبلاً مورد بحث قرار گرفت.

5 شرط یادگیری Gagné.

  • اطلاعات کلامی (حوزه شناختی)
  • مهارت های فکری (حوزه شناختی)
  • استراتژی های شناختی (حوزه شناختی)
  • مهارت های حرکتی (دامنه روانی - حرکتی)
  • نگرش (دامنه عاطفی)

9 سطح یادگیری Gagné.

برای رسیدن به پنج شرط یادگیری خود ، گانه معتقد بود که یادگیری هنگامی اتفاق می افتد که دانش آموزان از طریق نه سطح یادگیری پیشرفت کنند و هر جلسه تدریس باید دنباله ای از وقایع را در تمام نه سطح انجام دهد. ایده این بود که نه سطح یادگیری پنج شرط یادگیری را فعال می کند و بدین ترتیب ، یادگیری حاصل می شود.

  1. جلب توجه کنید
  2. دانش آموزان را از هدف مطلع کنید.
  3. فراخوان یادگیری قبلی را تحریک کنید.
  4. ارائه مطالب.
  5. راهنمایی یادگیری ارائه دهید.
  6. عملکرد غیرقابل اجرا (تمرین).
  7. ارائه بازخورد.
  8. عملکرد را ارزیابی کنید.
  9. حفظ و انتقال به کار را تقویت کنید.

مزایای نظریه گاگن.

نه سطح یادگیری Gagné در رابطه با طبقه بندی بلوم مورد استفاده قرار می گیرد ، چارچوبی را فراهم می کند که معلمان بتوانند از آنها برای برنامه ریزی دروس و موضوعات استفاده کنند. بلوم توانایی تنظیم اهداف متفاوت را فراهم می کند و گاگن یک داربست برای ساختن درس خود می دهد.

5. جروم برونر.

برنامه درسی مارپیچ برونر (1960).

نظریه پرداز یادگیری شناختی ، جروم برونر برنامه درسی مارپیچ را بر این عقیده خود مبنا قرار داد كه: "ما با این فرضیه شروع می كنیم كه هر موضوعی را می توان به هر كدام از كودكان در هر مرحله از رشد ، از لحاظ فكری صحیح آموزش داد".

به عبارت دیگر ، منظور او این بود كه حتی مباحث بسیار پیچیده را می توان در صورت ساختاری و ارائه به روش صحیح به كودكان خردسال آموزش داد. برنامه درسی مارپیچ مبتنی بر سه ایده اصلی است.

  1. دانش آموزان در طول دوران مدرسه خود بارها و بارها همان موضوع را مرور می کنند. این باعث تقویت یادگیری در هر بار بازگشت به موضوع می شود.
  2. پیچیدگی موضوع هر بار که یک دانش آموز دوباره آن را بررسی می کند ، افزایش می یابد. این امکان را می دهد که با پیشرفت توانایی شناختی کودک با افزایش سن ، از طریق موضوع مورد نظر پیشرفت کند.
  3. هنگامی که دانش آموز به یک مبحث باز می گردد ، ایده های جدید با ایده هایی که قبلاً آموخته اند ، مرتبط می شوند. آشنایی دانش آموز با کلمات کلیدی و ایده ها به آنها این امکان را می دهد تا عناصر سخت تر موضوع را به شکلی قوی تر درک کنند.

3 حالت نمایندگی برونر (1966).

پس از ایده برنامه درسی مارپیچ ، برونر ایده سه حالت نمایندگی را ارائه داد. این شیوه های بازنمایی به نحوه ذخیره دانش در حافظه اشاره دارد. برخلاف مراحل مربوط به سن پیاژه ، حالت های برونر بسیار پی در پی است.

  1. فعال (سن 0-1 سال). بازنمایی دانش از طریق اعمال بدنی.
  2. آیکونیک (سن 1-6 سال). بازنمایی بصری دانش ذخیره شده از طریق تصاویر بصری.
  3. سمبولیک (سن 7+ سال). استفاده از کلمات و نمادها برای توصیف تجربیات.

6. سلسله مراتب نیازهای مازلو.

پیش فرض اساسی سلسله مراتب نیازهای مازلو این است که دانش آموزان از طریق مجموعه ای از نیازهای پی در پی از فیزیولوژیکی گرفته تا خود تحقق پیدا می کنند. با بالا رفتن از سطح ، آنها در محیط یادگیری خود احساس راحتی بیشتری می کنند و برای اطمینان بیشتر باید اعتماد به نفس داشته باشند.

توجه به این نکته ضروری است که هر گروه از دانش آموزان در مقاطع مختلف زبان آموزانی خواهند داشت ، ممکن است برخی از آنها سطح پایین تر را در خانه ملاقات نکنند ، بنابراین اطمینان از این که این دانش آموزان احساس امنیت و امنیت دارند از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا حرکت آنها به سختی پیدا می شود. سطوح بالا

نظریه ماسلو بیشتر از ایجاد درس یا ساختار برنامه درسی به ایجاد روابط دانش آموزان و معلمان کمک می کند. شما می توانید بهترین منابع و سخت ترین برنامه های درسی را در جهان داشته باشید اما اگر اشتیاق ، اشتیاق و همدلی نشان ندهید ، احساس می شود که دانش آموزان احساس کنند که نیازهایشان برآورده شده ، بسیار دشوار خواهد بود.

مطالعه بیشتر: thjeshtp روانology.org

7. هوش چندگانه هوارد گاردنر.

هوارد گاردنر روانشناس رشد و توسعه آمریكایی و استاد شناخت و آموزش در دانش آموخته دانشگاه هاروارد در دانشگاه هاروارد است. وی تحت عنوان اریک اریکسون (در زیر) و جروم برونر (فوق) تحصیل کرد.

وی در سال 1983 "Frames of Mind" را منتشر کرد ، و در آن تئوری خود را در مورد "چندین هوش" ارائه داد.

گاردنر هوش را توانایی حل مشکلات یا ساخت محصولاتی مفید در یک یا چند محیط فرهنگی دانست.

او لیستی از معیارهایی را که برای داوری در مورد نامزدهای "هوش" در مورد مدعیان احتمالی تهیه کرد ، تهیه کرد. کاندیداها باید شرایط موجود در لیست وی را برآورده می کردند و همچنین می توانستند مشکلات واقعی مشکلات را حل کنند. در ابتدا ، گاردنر از هفت هوش نام برد.

7 هوش گاردنر.

  1. هوش زبانی. توانایی یادگیری و استفاده از زبان به صورت نوشتاری و گفتاری برای بیان خود.
  2. هوش ریاضی. توانایی حل مشکلات به صورت منطقی ، حل مشکلات ریاضی و انجام تحقیقات علمی.
  3. هوش موسیقی. مهارت در قدردانی ، ترکیب و عملکرد الگوهای موسیقی از جمله توانایی تشخیص لحن ، قدم زدن و ریتم.
  4. هوش هیجانی بدن. استفاده از توانایی های ذهنی برای هماهنگی حرکات بدن برای حل مشکلات.
  5. هوش فضایی. قادر به تشخیص و استفاده از الگوهای موجود در یک فضای گسترده یا محدود.
  6. هوش بین فردی. ظرفیت درک خواسته ها ، انگیزه ها و نیات افراد دیگر.
  7. هوش درون فردی. ظرفیت درک ترس ، احساسات و انگیزه های خودتان.

اهمیت هوش چندگانه در کلاس.

گاردنر اظهار داشت که دانش آموزان به ندرت مستقل عمل می کنند و از آنجا که دانش آموزان مهارت های جدید را یاد می گیرند و مشکلات را حل می کنند ، از یکدیگر تعارف می کنند. وی همچنین اظهار داشت که هوش ها غیراخلاقی هستند ، به این معنی که می توان آنها را برای اهداف سازنده یا مخرب استفاده کرد.

در حالی که نظریه گاردنر در زمینه روانشناسی به شدت پذیرفته نشده است ، اما در آموزش و پرورش ، به ویژه در ایالات متحده ، پاسخ مثبت جدی داشته است.

در مواجهه با انتقاد که آموزش دادن چیزها در چارچوب یک هوش خاص کار سختی است ، گاردنر با بیان اینکه این هفت هوش 7 راه برای تدریس یک موضوع می دهد ، اجازه می دهد تا از چندین استراتژی استفاده شود ، بنابراین به همه دانش آموزان می توانند پیشرفت کنند. .

گاردنر معتقد است که هر 7 هوش برای زندگی خوب لازم است و سیستم های آموزش باید شامل هفت مورد باشد نه فقط دو مورد آکادمیک بیشتر.

هوش طبیعت گرایانه.

از زمان انتشار اولیه ، گاردنر از آن زمان هوش هشتم را به آن افزوده است. هوش طبیعت گرایانه. این مربوط به توانایی فرد در درک ، تشخیص و سفارش ویژگی های محیط است.

8- 8 مرحله رشد روانشناختی اریکسون.

اریک اریکسون یک تئوریسین صحنه بود که «تئوری روانی - جنسی» فروید را توسعه داد و آن را با یک تئوری روانی- اجتماعی (دارای جنبه های روانشناختی و اجتماعی) تطبیق داد و شامل هشت مرحله بود.

طبق گفته های اریکسون ، ما در طول عمر خود هشت مرحله از توسعه را تجربه می کنیم. در هر مرحله ، این معضل وجود دارد که برای حل احساس صلاحیت باید آن را برطرف کنیم و به ما امکان می دهیم که به عنوان یک فرد بزرگسال تنظیم شده رشد کنیم.

8 مرحله اریکسون.

  1. اعتماد در مقابل عدم اعتماد (سن 0-1.5). در این مرحله اول ، نوزادان باید یاد بگیرند که به بزرگسالان می توان اعتماد کرد. اگر با کودکان ضعیف رفتار شود ممکن است احساس بی اعتمادی نسبت به افراد بزرگ شود.
  2. استقلال در مقابل شرم (سن 5-3 ساله). مرحله "من این کار را می کنم" ، کودکان شروع به تصمیم گیری می کنند و ترجیح عناصر موجود در محیط خود را نشان می دهند مانند لباس هایی که می پوشند یا کدام اسباب بازی را ترجیح می دهند. اگر کودکان مجاز به کاوش در این تنظیمات نباشند ، ممکن است احساس عزت نفس و شرم کم کنند.
  3. ابتکار عمل در مقابل گناهکار (سن 5-5). این مرحله شامل کودکانی است که می توانند برنامه ریزی و دستیابی به اهداف مربوط به دیگران را یاد بگیرند. اگر والدین یا معلمان به فرزندان اجازه دهند این موضوع را مورد بررسی قرار دهند و از انتخاب خود حمایت کنند ، احساس هدف و اعتماد به نفس قوی ایجاد می کنند.
  4. صنعت در مقابل فرومایگی (سن 5-12). در این مرحله ، کودکان شروع به مقایسه خود با همسالان خود می کنند. موفقیت در این امر منجر به احساس موفقیت در کار مدرسه ، فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی و ورزش خواهد شد.
  5. هویت در مقابل سردرگمی نقش (سن 12-18). دانش آموزان در این مرحله از خود می پرسند "من کی هستم" و "من می خواهم در زندگی چه کاری انجام دهم". آنها در این مدت نقش های مختلفی را امتحان می کنند تا آنچه را که "متناسب" است بهتر پیدا کنند. احساس قوی هویت و توانایی دفاع از اعتقادات اصلی خود در مقابل نظرات دیگر ، موفقیت در این مرحله تلقی می شود.
  6. صمیمیت در مقابل جداسازی (سن 18-40 سالگی). با پیشرفت دانش آموزان در اوایل بزرگسالی ، تمرکز آنها به سمت ایجاد و حفظ روابط قوی و صمیمی با دیگران تغییر می کند.
  7. نسلی در مقابل رکود (سن 40-65). در بزرگسالی میانه ، مردم نگران مشارکت در جامعه هستند یا از طریق کار یا والدین. ادامه بهسازی خود به نفع چهره های دیگر به شدت در اینجا است.
  8. Ego Integrity Vs. ناامیدی (سن 65 سالگی). کسانی که در اواخر بزرگسالی زندگی خود را تأمل می کنند ، احساس رضایت یا ناکامی می کنند. کسانی که احساس شکست می کنند ، غالباً با ایده هایی که "باید" یا "می توانست" انجام دهند ، وسواس می کنند.

پیامدهای آموزشی نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون.

در یک چهارچوب آموزشی ، کار اریکسون به ما به عنوان معلمان چارچوبی می دهد تا بتوانیم تدریس خود را پایه گذاری کنیم. دانستن سوالاتی که دانش آموزان از خود و دنیای پیرامون خود می پرسند به ما اجازه می دهد تا به طور موثر برنامه ریزی کنیم.

مشکلاتی بوجود می آیند که کلاس ما در مراحل مختلف در آن فرزندان داشته باشد ، در این حالت باید آموزش های خود را با دقت تفکیک کنیم تا یادگیری حمایتی برای همه دانش آموزان فراهم شود.

9. نظریه تجربی کلب.

چرخه یادگیری تجربی Kolb.

دیوید کلب ، یک نظریه پرداز آموزش آمریکایی ، تئوری یادگیری تجربی چهار مرحله ای خود را در سال 1984 پیشنهاد داد. این فرضیه بر این اساس بنا شده است که یادگیری ، دستیابی به مفاهیم انتزاعی است که پس از آن می تواند در طیف وسیعی از سناریوها به کار رود.

"یادگیری فرایندی است که دانش از طریق تغییر تجربه ایجاد می شود"
Kolb، DA (1984). یادگیری تجربی: تجربه به عنوان منبع یادگیری و توسعه (جلد 1). Englewood Cliffs، NJ: Prentice-Hall.

هر مرحله از چرخه هم پشتیبانی می کند و هم به مرحله بعدی منتهی می شود. یادگیری تنها درصورتی حاصل می شود که هر چهار مرحله به پایان رسیده باشد ، با این حال ، یک یادگیرنده ممکن است چندین بار به دور چرخه سفر کند ، و بیشتر درک خود را از موضوع بهبود بخشد.

هیچ مرحله ای یک استراتژی یادگیری مؤثر به تنهایی نیست ، به عنوان مثال ، اگر مرحله مشاهده بازتابی پرش کند ، یادگیرنده می تواند به همان اشتباهات خود ادامه دهد.

10. پیتر اصل.

کتاب "پیتر اصل" توسط نظریه پرداز آموزش آمریکایی لورنس پیتر ساخته شد و در کتاب "اصل پیتر" که پیتر به همراه همکار خود ریموند هال نوشت ، توضیح داده شد.

در ابتدا قرار بود این كتاب دیدگاهی طنزآمیز در مورد چگونگی ارتقاء مردم در سازمانها باشد اما به دلیل اینکه یك نقطه نظر معتبر ایجاد كرد ، محبوبیت پیدا كرد.

گرچه به شدت یک تئوری یادگیری نیست ، اما دارای تلاقی در کلاس است. پیتر اصل با چهار سطح شایستگی سروکار دارد. آنها می توانند به یک معلم برنامه ریزی کنند که یک استراتژی تدریس طولانی مدت را در هنگام فکر کردن در مورد پیشرفت دانش آموزان از چارچوب استفاده کند.

  1. بی کفایتی ناخودآگاه. ندانستن چگونگی انجام یک کار بدون دانستن اینکه شما نمی دانید.
  2. بی کفایتی آگاهانه. شما هنوز نمی دانید چگونه این کار را انجام دهید اما اکنون می دانید که نمی دانید. شما از شکاف دانش خود آگاه هستید.
  3. صلاحیت آگاهانه. اکنون می توانید کار را انجام دهید اما تمرکز زیادی لازم دارد.
  4. صلاحیت ناخودآگاه. می توانید کار را با سهولت انجام دهید. این با تمرین مکرر حاصل می شود.

من مطمئن هستم که می توانید ببینید که چگونه این می تواند به سفر یادگیری دانش آموز ترجمه شود.

مطالعه بیشتر: پیتر ، ال جی ، و هال ، R. (1969). اصل ریزه کاری آمازون

11. تئوری حسی لیر.

در سال 1985 دوگان لرد در کتاب خود با عنوان "رویکردهای آموزش و توسعه" اظهار داشت که یادگیری هنگامی که حواس تحریک می شود رخ می دهد.

وی به نقل از تحقیقاتی كه نشان می دهد 75٪ دانش بزرگسالان با دیدن بدست آمده است. 13٪ از طريق شنوايي ، 12٪ با استفاده از لمس ، بو و طعم با هم آموخته شده بودند.

براساس این تحقیق ، ارائه بصری برای دانش آموزان باعث افزایش یادگیری آنها می شود. با این حال ، ساختن دروس شما به یک تجربه چند حسی ، یادگیری را حتی بیشتر می کند. ارزش دارد این را هنگام برنامه ریزی دروس خود در نظر بگیرید.

12. نظریه رفتارگرایی پوستی.

شرطیسازی عامل.

شرط بندی اپراتور بر اساس "قانون اثر" (1298) Thorndike ساخته شده است ، که در آن پیشنهاد می شود رفتارهایی که در پی آن واکنش های مثبت به دنبال می آیند ، تکرار شوند و رفتارهایی که با واکنش های منفی دنبال می شوند ، تکرار نشوند.

اسكینر با معرفی "تقویت" در این توضیحات ، قانون اثر را تصحیح كرد. در پایان با استفاده از توضیحات جدید Skinner؛ آن رفتارهایی که تقویت می شوند تکرار می شوند (تقویت می شوند) و آنهایی که تقویت نمی شوند تمایل به از بین رفتن دارند (تضعیف می شوند).

تقویت مثبت.

از دیدگاه مدیریت کلاس ، تقویت مثبت یک استراتژی اساسی برای آموزش دانش آموزان در مورد نحوه عمل و رفتار خود است.

تقویت مثبت (به عنوان مثال ستایش) باید برای رفتارهای مطلوب انجام شود ، به عنوان مثال ، پاسخ دادن به سؤالات کلامی در کلاس. در ابتدا ، این کار باید برای همه پاسخ های داده شده انجام شود ، صرف نظر از صحیح بودن آنها. این امر باعث می شود فرهنگ پاسخگویی به سوالات ایجاد شود.

هرچه رفتار مورد نظر عادی شود ، معلم باید هم فرکانس آرماتور را کاهش دهد و هم مانند مثال فوق ما فقط آن را برای پاسخ های صحیح ارائه می دهد.

درنهایت معلم فرکانس تقویت مثبت را فقط به آنهایی که بالاترین پاسخ را دارند ، کاهش می دهد. این امر باعث ایجاد فرهنگی از تعالی مطلوب در دانش آموزان می شود.

13. تئوری انسان گرایی راجرز.

يادگيري تسهيلگرانه يادگيري تسهيلگرانه يکي از رويکردهاي انسان شناسانه براي يادگيري است که در دهه 1980 توسط روانشناس آمريکايي کارل راجرز توسعه يافت.

انسان گرایی

اومانیسم برای مقابله با شناخت گرایی و رفتارگرایی توسعه یافت. هر دو راجرز و مازلو (به بالا مراجعه کنید) اساس کار خود را در اومانیسم بنا نهاده اند. چشم اندازهای اصلی اومانیسم به شرح زیر است:

  • افراد برای دستیابی به خودشناسی ، تمایل طبیعی به یادگیری دارند (به نظریه مازلو در بالا مراجعه کنید).
  • این نتیجه ای نیست که مهمترین بخش آموزش است ، بلکه خود فرایند یادگیری است.
  • دانش آموزان خود باید در کنترل یادگیری خود باشند و از طریق مشاهده و کاوش به دست می آید.
  • معلم باید الگوی نقش تشویقی باشد ، انگیزه ، راهنمایی و پشتیبانی دانش آموزان را در سفر شخصی خود داشته باشد.

یادگیری آسان.

نگاه راجرز به معلم به عنوان تسهیل کننده یادگیری و نه صرفاً انتقال دهنده دانش ، نگاه می کند. موفقیت معلم در توانایی آنها در ایجاد روابط مثبت با دانش آموزان است.

راجر سه ویژگی اصلی نگرشی را پیشنهاد کرد که یک معلم برای موفقیت در یادگیری تسهیلاتی باید داشته باشد:

  • واقعیت معلم باید خودشان باشد و هنگام تدریس از شخصیت خود استفاده کند. "واقعی بودن" با دانش آموزان باعث ایجاد اعتماد به نفس بین دانش آموزان و معلم می شود. معلم باید بتواند احساسات خود را منتقل کند نه اینکه فقط یک روبات یکنواخت و تک رنگ باشید.
  • جایزه ، پذیرش و اعتماد. یک معلم باید بدون توجه به کمک یا یادگیری در دانش آموزان ، به دانش آموزان خود اهمیت دهد و احساسات آنها را بپذیرد. از طریق این خصوصیات ، اعتماد و احترام عمیق تری ایجاد می شود.
  • یکدلی. درک درک دانش آموز از یادگیری و احساسات آنها.

اثربخشی یادگیری تسهیلگری نیز مستلزم حضور در صفات خاص در دانش آموز است. آنها باید با انگیزه و آگاهی از شرایط تسهیلاتی که به آنها ارائه شده است آگاه باشند و بدانند که وظیفه ای که به آنها داده شده مفید ، واقع بینانه و مرتبط است.

اگر همه این خصوصیات وجود داشته باشد ، به قول خود راجرز:

"یادگیری می شود و در آن زندگی بسیار حیاتی است. دانش آموز در راه خود است ، گاهی اوقات هیجان انگیز ، گاهی با اکراه ، برای تبدیل شدن به یک یادگیری ، موجود بودن در حال تغییر ". راجرز ، کارل آر. روابط بین فردی در تسهیل یادگیری. در انسان سازی آموزش و پرورش: فرد در فرایند. اد T. Leeper. انجمن ملی آموزش ، انجمن نظارت و توسعه برنامه درسی ، ص 1–18. 1967

14- نظریه نظریه انضباطی کانتر.

نظم و انضباط اداری یک سیستم ساختاری است که معلمان را قادر می سازند کلاسهای خود را مدیریت کنند. این تمرکز بر معلم است که به جای اینکه دیکتاتوری باشد ، یک استراتژی مدیریت رفتار مثبت را ایجاد کند.

پیشنهاد کانتر این است که معلم حق دارد تصمیم بگیرد که چه چیزی برای دانش آموزانشان بهتر است و هیچ دانش آموز نباید مانع یادگیری دیگری شود.

معلم باید مرزها را در مورد نحوه رفتار و کار دانش آموزان بسیار روشن کند ، دانش آموزان باید بدانند که این مرزها چیست و هرگونه انحراف باید با یک اقدام ادعاکننده از معلم برآورده شود.

این همه کاملاً عجیب و غریب به نظر می رسد ، درست است؟

با این حال ، اگر معلم دستورالعمل محکم و روشنی را ارائه دهد و آن دستورالعمل ها رعایت شود ، آنها باید با تقویت مثبت دنبال شوند (نگاه کنید به بالا اسکینر). هرگونه انحراف از دستورالعمل باید با عواقب منفی ای که دانش آموزان از دانش قبلی نسبت به آنها دارند ، برآورده شود.

بیل راجرز ، رفتارهای مدیریت رفتار ، استراتژی های خود را بر اساس الگوی مدرس محکم ، که من از استفاده شخصی می دانم ، پایه گذاری می کند ، بسیار خوب عمل می کند.

15. تئوری مدیریت کلاس درس Dreikur.

رودولف دريورك اين تئوري را مطرح كرد كه نشان مي دهد احترام متقابل بايد زمينه انضباط باشد و اين احترام متقابل باعث مي شود كه زبان آموزان رفتارهاي مثبتي را نشان دهند.

او معتقد بود که دانش آموزان تمایل ذاتی دارند که مانند عضوی پذیرفته شده از یک گروه احساس کنند و احساس کنند که از ارزش و اطمینان برای مشارکت در آن گروه برخوردار هستند. Dreikur این تمایل به تعلق داشتن را "هدف اصلی رفتار اجتماعی" خواند.

اگر دانش آموزان قادر به دستیابی به این هدف نباشند ، آنها مجموعه ای از "اهداف رفتار نادرست" را شروع می کنند. رفتار نادرست حاصل تلاشی غلط برای به دست آوردن حس تعلق خاطرشان است.

4 هدف از رفتار بد Dreikur.

اگر دانشجویی نتواند با جلب توجه وضعیت اجتماعی خود را بدست آورد ، به سمت تلاش برای به دست آوردن قدرت و کنترل حرکت می کند ، عدم موفقیت در هر سطح پیاپی درنهایت با احساس ناکامی به پایان می رسد.

چگونه می توان با 4 هدف غلط رفتار کرد.

جلب توجه کنید. توجه مثبت را نادیده بگیرید و در هنگام نشان دادن رفتار مثبت از تقویت مثبت استفاده کنید. دانش آموز را با ارائه اقدامات یا گزینه های متفاوتی منحرف کنید ، مثلاً "لطفاً می توانید کتاب ها را تهیه کنید".

به دست آوردن قدرت و کنترل. تمام رفتارهای خوب در کلاس را متمرکز کنید ، در حالی که تلاش برای به دست آوردن قدرت را نادیده می گیرید ، به هیچ وجه نباید درگیر نبرد برای قدرت باشید. بیل راجرز ، متخصص رفتار ، این را نقطه سیاه و رویکرد مربع سفید می نامد.

انتقام جین به یاد داشته باشید که دانش آموز در تلاش است تا احساس تعلق به دست آورد و این انتقامجویان تلاشی نقاب برانگیز برای به دست آوردن آن است. به دور از دانش آموزان دیگر ، بگذارید دانش آموز متوجه شود که شما به آنها و آموزش آنها اهمیت می دهید ، که علیرغم اقداماتشان بهترین ها را برای آنها می خواهید.

نمایش احساس عدم کفایت. در این مرحله ، دانش آموز خود را رها کرده اند. این مرحله به صورت "انجام ندادن" (انجام نشدن تکالیف ، شرکت نکردن و غیره) آشکار می شود. به دانش آموزان در این مرحله باید نشان داده شود که چگونه موفقیت ها و دستاوردهای کوچک را بشناسند. نشان دادن علاقه به آنها و کارشان همیشه به آهسته تر کردن دانش آموز از این مرحله کمک می کند.

منو پین کن

خلاصه تئوری های یادگیری.

من می دانم شما چه فکر می کنید. "چگونه من باید این همه کار را انجام دهم" یا "از کدام یک باید استفاده کنم" یا "من از همیشه گیج تر هستم!"

اینطور بود که وقتی آموزش معلمم را انجام می دادم احساس کردم. واقعیت این است که ، آموزش عالی شامل یک کوکتل از بسیاری از این موارد در بعضی مقاطع است (و چند کوکتل واقعی در آخر هفته برای بهبودی!).

اگر تازه به عنوان معلم سفر خود را شروع کرده اید و نگران هستید که این کار را اشتباه انجام دهید ، این اصول اساسی را به خاطر بسپارید:

  1. ایجاد روابط مثبت با دانشجویان پایه و اساس همه چیز است.
  2. تعیین مرزهای واضح که دانش آموزان از آن آگاه هستند.
  3. پیامدهای شکستن آن مرزها نیز از قبل مشخص است.
  4. روی موارد مثبت که در کلاس شما اتفاق می افتد (تقویت مثبت) متمرکز شوید و به آنها پاداش دهید.
  5. با دانش آموزان خود به عنوان افرادی با افکار و احساسات خود رفتار کنید که اگرچه ممکن است برای شما بی ربط به نظر برسد ، برای آنها اینگونه نیست.
  6. آسانتر و مؤثرتر است تا دیدگاه خود را به سمت خود تغییر دهید تا اینکه آنها را به سمت شما تغییر دهند.
  7. به یاد داشته باشید ، دنیای آنها دنیایی نیست که شما در آن بزرگ شده اید.

امیدوارم که شما این مقاله را مفید پیدا کنید ، می دانم که این موارد را به من یادآوری موارد خوبی کرده است که شاید با آنها کم کاری کرده ام. احساس رایگان برای به اشتراک گذاشتن آن با دوستان معلم خود ، من مطمئن هستم که آنها از آن قدردانی خواهند کرد.

اگر دوست دارید این مقاله به عنوان PDF باشد ، فقط روی دکمه زیر کلیک کنید.

سؤالات متداول تئوریهای یادگیری

نظریه های یادگیری چیست؟

Behaviourism چیست؟

شناخت گرایی چیست؟

ساختگرایی چیست؟

لطفاً با استفاده از نمادهای اجتماعی در بالا و پایین این پست ، این مورد را به اشتراک بگذارید.

15 تئوری یادگیری در آموزش (خلاصه کامل) توسط پل استیونز-فولبروک تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommerce-NoDerivatives 4.0 مجاز است.

مطالعه بیشتر: اصل دوم منابع فوردام ادتچ

در اصل در https://teacherofsci.com در تاریخ 17 آوریل 2019 منتشر شد.