2 ویژگی های یک رهبر آموزش مجذوب

من مجذوب فلسفه سیاسی شده ام که پایه و اساس اعتقاد پدران بنیانگذار ما است. در طول سفر به یادگیری ، متوجه شده ام که باید فراتر از کلیشه ساده لوکان که اکثر پدران بنیانگذار ما را نگه داشته است ، حرکت کنیم. مردانی که بر پدران مؤسس ما تأثیر داشتند ، از لاک ، هیوم ، مونتسکیو ، اسمیت و بسیاری دیگر بودند. به نظر من پدران بنیانگذار در توانایی خود برای گرفتن افکار سیاسی واگرا و استفاده از آنها برای ایجاد کشور ، خیریه بودند. من مطمئناً یک مورخ حرفه ای نیستم (یا حتی یک شخص آماتور) اما سفر کشف خودم برایم روشنگر بوده است.

در طی "سفر یادگیری" من به نقل قول مونتسکیو از روح قوانین (کتاب V) رسیدم. نقل قول این است: "فضیلت در یک جمهوری ساده ترین چیز است: این عشق به جمهوری است ...". این نقل قول بلافاصله دو سؤال را به وجود آورد که من اخیراً در مورد بسیاری فکر کرده ام.

  1. آیا تقوا به معنای شهروندی است که به نفع مشترک جامعه و کشورشان عمل می کند؟
  2. معنای داشتن رهبران "فضیلت" در عرصه آموزش و پرورش چیست؟

تلاش من برای پاسخ به سوال شماره 1:

من می خواهم کاملاً واضح باشم که معتقدم وقتی اکثریت شهروندان خود اعتقادی به ارزش انجام "خیر" برای منافع عمومی ندارند ، جامعه نمی تواند شکوفا شود. من می دانم که ما در دنیای بیش از حد فردگرایی زندگی می کنیم و "سازمان دهنده اجتماع" بودن به عنوان یک چیز بد تلقی می شود. بنابراین ، من معتقدم مسئله واقعی که در ایالات متحده با آن روبرو هستیم عمیق تر از یک دوگانگی "فردگرایی در مقابل جامعه" است. این امر در تنش بین دیدگاه سیاسی کوچک و محلی یا بزرگ و ملی بیان شده است. به نظر من این تنش بین فرد و جامعه آنها و جامعه بزرگی که در آن زندگی می کنند از زمان انقلاب آمریکا در جامعه ما به سختی پخته شده است. این تنش در اوایل جمهوری مشهود بود و در کنوانسیون قانون اساسی برطرف نشد. در حال حاضر ، در فرایند فکر من ، آن را به عنوان یک بیعت می دانم. از کجا باید یک فرد با فضیلت بیعت کند: جامعه محلی یا جامعه بزرگتر؟ کشور ما بر سر این سوال با جنگ داخلی جنگیده است و سعی در تعیین دیدگاه "حقوق کشور" در مقابل دیدگاه ملی گرایی دارد.

من فکر می کنم این در حوزه مورد علاقه من یعنی آموزش و پرورش است. مردم بین بیعت خود با مدرسه و جامعه محلی (خرد) و آنچه ادراک می کنند (و توسط نمایندگان فدرال خود به آنها گفته شده اند) به عنوان یک شکست سیستم آموزش بزرگتر ، ملی (کلان) پراکنده شده اند. مردم به طور شهودی می دانند که مدارس محلی مهم هستند. اینکه اکثر مدارس (و مسئولان مدرسه) برای کمک به بچه ها خود را به بیرون می کشند. و تغییر محلی می تواند یک سیستم یادگیری بهتری ایجاد کند. نظرسنجی ها به طور مداوم نشان داده است كه مردم مدارس محلی خود را تأیید می كنند در حالی كه نیز به طور گسترده ادعا می كنند كه آموزش به طور كلی خوب نیست. من معتقدم که می توانیم تصمیمات آموزشی با کیفیت بالا را بر اساس چارچوب بسیار ساده جامعه محلی پایه گذاری کنیم. من در این مورد در پست های وبلاگ بعدی بیشتر توضیح خواهم داد.

تلاش من برای پاسخ به شماره 2:

در آموزش ، من معتقدم که یک رهبر "با فضیلت" دو ویژگی اصلی دارد.
  1. آنها از نظر رادیکال محور هستند. این به آنچه من در تلاش برای پاسخ به اولین سؤال خود اشاره کردم ، برمی گردد. بیایید مسائل را تا حد امکان ساده نگه داریم و تمرکز لیزری را بر روی زبان آموزان داشته باشیم. با تمرکز روی فرد و جامعه ای که در آن زندگی می کنند می توانیم به تمرکز مورد نیاز بهتر دست یابیم.
  2. رهبران با فضیلت آموزشی متعهد هستند که الگوی فعلی "کارخانه" آموزش را از بین ببرند که اکنون فرزندانمان را تحت آن قرار دهیم. این سیستم برای آنچه ما در قرن نوزدهم مورد نیاز بود ، مناسب بود ، اما ما باید یک سیستم جدید ایجاد کنیم که متمرکز بر نیازهای زبان آموزان و جوامع آنها در سطح محلی باشد. از موفقیت های محلی برای آگاهی از بحث در مورد سیاست های بزرگ استفاده کنید ، اما ما نباید با روش فعلی سیستم سیاست آموزش "از بالا به پایین" که تلاش می کند هر مدرسه و جامعه را در اشتراک های مشابه سیاست بگذارد ، ادامه دهیم.